محمد تقي جعفري

70

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تقاضا مىكنم مطالعه كنندهء محترم در هرگونه شرايط ذهنى كه باشد ، اين عبارات موسولينى را حد اقل دوبار قرائت فرمايد . حالا با تحليل مختصر در اين مورد مىتوانيد مسخ شدن قدرت را در مغز اين بيماران روانى كه حتى از قدرت خود براى فرار از تيمارستان براى پرواز در فضا و بمباران جانهاى آدميان استفاده مىكند دريافت نمايد : 1 - « مزارع و دهكده‌ها به هنگام سوختن در عين حال كه گمراه كننده بود ما را سرگرم ميكرد - » يعنى شعله‌ها و دودهاى عادى و غليظ اگر چه جمجمه‌ها و قلبها و ديگر اعضاء بشر بىپناه را از ما مخفى ميكرد و بدين جهت ما را از رسيدن به هدف و فلسفهء زندگىمان محروم مىساخت « ولى ضمناً اين مزيت را هم داشت كه از اشكال جالب تباه شدن قدرتى كه طبيعت در مزارع و گلها و مواد حيات انسانها و ساير جانداران بوديعت نهاده است ، سرگرم و سرخوش و مست مىگشتيم 2 - » خدايا به ياد مىآورم كه چهارپايان به چه شتاب و هراسى فرار مىكردند « اولا اين نكته را در نظر بگيريم كه كلمهء » خدايا « در اين جمله با نظر به جملات پيش و پس از روى خوشحالى و شدت لذت گفته شده است ، مانند اين كه يك پرستار در نتيجهء تلاش و كوششى كه انجام داده و بيمار را از مرگ حتمى نجات داده است ، ناگهان و بىاختيار از روى خوشحالى زياد كلمه » خدايا « را بر زبان جارى نمايد خداوندا ، اين كدام خدائى بوده است كه در مغز اين بيمار روانى جلوه كرده ، چنين دستور ضد انسانى و ضد خدائى را بر اين